چرا تحلیل رفتار انسان مهم‌ ترین بخش برای تدوین استراتژی

چرا تحلیل رفتار انسان مهم‌ ترین بخش برای تدوین استراتژی

استراتژی رفتاری رویکردی جدید برای طراحی تصمیمات مختلف است.سال‌ ها مدیران تصور می‌ کردند تصمیمات انسان‌ ها کاملاً منطقی است. فکر می‌ کردند اگر اطلاعات درست بدهند، مشتری بهترین انتخاب را می‌ کند؛ اگر هدف‌ گذاری کنند، کارکنان دقیقاً طبق برنامه حرکت می‌ کنند؛ اگر تخفیف بدهند، فروش بالا می‌ رود. اما واقعیت بازار امروز نشان داد که تصمیمات انسان بیشتر از آنکه منطقی باشد، رفتاری است.
مشتری ممکن است محصول بهتر را انتخاب نکند، کارمند ممکن است پلن برنامه‌ ریزی شده را اجرا نکند و خریدار ممکن است در لحظه آخر از خرید منصرف شود، بدون اینکه بتواند دلیل منطقی ارائه دهد.

اینجاست که استراتژی رفتاری وارد می‌ شود؛ رویکردی که به جای تمرکز صرف بر داده و برنامه، روی تصمیم‌ سازی انسان تمرکز می‌ کند. این مدل تلاش می‌ کند بفهمد رفتار چگونه شکل می‌ گیرد و چگونه می‌ توان با طراحی درست، انتخاب مشتری و رفتار سازمان را به سمت نتیجه مطلوب هدایت کرد. در این مقاله سعی بر این شده است که اهمیت تحلیل رفتار از مشتری تا کارکنان و حتی شرکای تجاری را برای مدیران کسب و کار مشخص کند.

استراتژی رفتاری چیست؟

تعریف ساده اما کاربردی
استراتژی رفتاری یعنی طراحی محیط، پیام، محصول و تجربه مشتری به شکلی که تصمیم مطلوب به ساده‌ ترین، کم‌هزینه‌ ترین و طبیعی‌ ترین حالت ممکن رخ دهد. در این رویکرد، تصمیم‌گیری اتفاقی نیست؛ بلکه مهندسی می‌ شود. این روش بر این اصل استوار است که:

• انسان همیشه منطقی تصمیم نمی‌ گیرد.
• بیشتر تصمیمات با سیستم ذهنی سریع و احساسی انجام می‌ شود.
• رفتار قابل طراحی است، نه قابل اجبار

به همین دلیل استراتژی رفتاری نه‌ تنها در بازاریابی، بلکه در فروش، مدیریت، منابع انسانی، قیمت‌ گذاری، UX، طراحی محصول و حتی رهبری سازمان کاربرد دارد.

چرا تحلیل رفتار انسان مهم‌ ترین بخش برای تدوین استراتژی

چرا استراتژی رفتاری ضروری شده؟

فاصله بین برنامه‌ ریزی مدیران و رفتار واقعی انسان؛ بیشتر مدیران با این موقعیت‌ ها مواجه شده‌ اند:

• مشتری می‌گوید محصول عالی است اما خرید نمی‌کند.
• کارمند هدف را می‌داند اما انگیزه ندارد.
• تیم فروش آموزش می‌بیند اما رفتارشان تغییر نمی‌کند.
• مشتری قیمت را بهانه می‌کند اما دلیل واقعی چیز دیگری است.

مشکل در رفتار است، نه برنامه و این همان حوزه‌ ای است که استراتژی رفتاری آن را مدیریت می‌ کند.

چهار ستون اصلی استراتژی رفتاری

۱) اقتصاد رفتاری (Behavioral Economics)

اقتصاد رفتاری توضیح می‌دهد که انسان‌ها همیشه عقلانی رفتار نمی‌کنند. آن‌ها تحت تأثیر احساسات، ترس از دست دادن، عادت‌ها، مقایسه‌های سریع و محیط تصمیم می‌گیرند.
این ستون به مدیر نشان می‌دهد چرا مشتری گاهی برخلاف منطق خرید می‌کند یا چرا از خرید منصرف می‌شود.

۲) علوم شناختی (Cognitive Science)

علوم شناختی با حافظه، توجه، پردازش ذهنی و خطاهای فکری سروکار دارد. این حوزه توضیح می‌ دهد چرا پیام‌ های پیچیده اثرگذار نیستند، چرا مشتری بین چند گزینه گیج می‌ شود و چرا حتی بهترین پیشنهادها در لحظه تصمیم فراموش می‌ شوند.

۳) روانشناسی اجتماعی (Social Psychology)

این بخش نقش تاثیرجمع، جامعه و رفتار دیگران را در تصمیم فردی بررسی می‌ کند.مشتری به این دلیل که افراد دیگر محصولی را انتخاب کردند، راحت‌ تر خرید می‌ کند.اثر «اثبات اجتماعی» یکی از نتایج همین بخش است.

۴) علوم اعصاب (Neuroscience)

این بخش واکنش مغز به پاداش، اعتماد، خطر، هیجان و احساسات را بررسی می‌کند.درک اینکه «چه چیزی در مغز باعث تصمیم‌گیری می‌شود» به مدیر کمک می‌کند مسیر تصمیم مشتری را دقیق‌تر طراحی کند.(پیشنهاد می شود کتاب هنر شفاف اندیشیدن و سقلمه را در این خصوص مطالعه کنید.)

رفتار انسان

نقشه تصمیم‌گیری مشتری

اولین مرحله عملی در استراتژی رفتاری برای اجرای استراتژی رفتاری، ابتدا باید فهمید مشتری چگونه تصمیم می‌گیرد. ((نقشه تصمیم)) مسیر واقعی مشتری از لحظه احساس نیاز تا خرید را توصیف می‌کند. در این نقشه مشخص می‌شود:

  • چه چیزی مشتری را جلو می‌ برد.
  •  چه چیزی مانع تصمیم می‌ شود.
  •  چه ترس یا ابهامی در ذهن او وجود دارد.
  •  چه لحظه‌ هایی حساس‌ترین بخش‌های تصمیم هستند.
  •  چه پیام‌ هایی اعتماد می‌سازند.
  •  چه نشانه‌ هایی باعث مقاومت می‌ شوند.

این شناخت پایه تمام مداخلات رفتاری است.

سوگیری‌های ذهنی که روی خرید تأثیر می‌گذارند

چرا مشتری گاهی تصمیمی می‌گیرد که خودش هم نمی‌داند چرا؟

وقتی مدیران رفتار مشتری را می‌بینند، گاهی انتخاب‌ها عجیب به نظر می‌رسد. اما واقعیت این است که ذهن انسان پر از میانبرهای شناختی است که رفتار را شکل می‌دهد. چند نمونه مهم:

اثر لنگر: اولین قیمت دیده شده روی ذهن مشتری اثر می‌گذارد.
اثر کمیابی: محدود بودن باعث تصمیم سریع‌تر می‌شود.
اثر مقایسه: وجود یک گزینه طعمه می‌تواند انتخاب را تغییر دهد.
ترس از دست دادن: مشتری بیشتر از سود به «خطر از دست دادن» واکنش نشان می‌دهد.
بار شناختی: گزینه‌های زیاد باعث توقف تصمیم‌گیری می‌شود.

هدف استراتژی رفتاری این نیست که مشتری را فریب دهد!! بلکه هدف آن است که تصمیم‌گیری را برای او ساده و مطمئن می‌کند.

طراحی مداخله رفتاری

قلب استراتژی؛ جایی که رفتار تغییر می‌کند بعد از شناخت مسیر تصمیم و سوگیری‌ها، زمان طراحی مداخله است. مداخله رفتاری یعنی ایجاد تغییرات کوچک اما اثرگذار که رفتار مشتری را در مسیر درست هدایت کند. مداخلات می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

  •  تغییر لحن پیام یا جمله‌بندی پیشنهاد
  •  بازطراحی ترتیب نمایش محصولات
  •  ایجاد اعتماد از طریق نظرات، تجربه مشتریان و نمونه‌کار
  •  استفاده از گزینه وسط یا طعمه برای تغییر انتخاب
  •  چیدمان درست قیمت‌گذاری
  •  کاهش مراحل تصمیم‌گیری
  • اضافه کردن محرک‌های احساسی
  •  ارائه تضمین‌ها و کاهش ریسک
  •  طراحی مسیر ساده در سایت یا فروشگاه

این تغییرات شاید کوچک به نظر برسند، اما می‌توانند نرخ تبدیل را چند برابر کنند.

رفتار انسان 1 2

اجرا، تست و بهینه‌سازی

استراتژی رفتاری یک سند نیست؛ یک سیستم زنده است. پس از طراحی مداخلات، باید برنامه اجرایی نوشته شود. در این برنامه مشخص می‌شود چه کسی مسئول اجرای هر تغییر است، چه زمانی باید انجام شود و چگونه عملکرد آن ارزیابی خواهد شد.
سپس تغییرات در مقیاس کوچک تست می‌شوند. دو نسخه از پیام، تصمیم، تبلیغ یا پیشنهاد فروش بررسی می‌شود تا مشخص شود کدام رفتار مطلوب‌تری ایجاد می‌کند. در نهایت تغییرات موفق در مقیاس بزرگ اجرا می‌شوند و نسخه‌های بعدی بر اساس داده واقعی بهینه‌سازی می‌شوند.

مزایای استراتژی رفتاری برای کسب‌ و کارها

  این رویکرد مزایای مهمی دارد:

  •  افزایش محسوس نرخ تبدیل در فروش
  • کاهش مقاومت مشتری
  •  افزایش اعتماد و ایجاد حس امنیت
  •  ساده‌سازی تصمیم‌گیری
  •  عملکرد بهتر تیم فروش
  •  کاهش خطاهای رفتاری کارکنان
  •  ایجاد تجربه مشتری هوشمندتر
  •  افزایش انگیزه و مشارکت تیم

به همین دلیل استراتژی رفتاری امروز یکی از مهم‌ترین رویکردهای مدیریتی در جهان است.

جمع‌بندی
استراتژی رفتاری رویکردی است که به مدیران کمک می‌کند رفتار انسان را بهتر بشناسند و تصمیمات را به شکلی طراحی کنند که در مسیر درست قرار گیرند.
این مدل نه‌تنها فروش را افزایش می‌دهد، بلکه فرهنگ سازمان، انگیزه کارکنان، طراحی محصول، تجربه کاربری و ارتباط با مشتری را متحول می‌کند.
در این خصوص به عنوان یک مشاور کسب و کار باید گفت در هر لایه ای از کسب و کار از منابع انسانی ، استراتژی های مختلف سازمانی از تولید تا مارکتینگ ، تجربه مشتری و خصوصا برندینگ اهمیت استراتژی رفتاری و تحقیق ، برنامه ریزی وتحلیل رفتار مخاطبین در هر بخش بسیار ضرورت دارد چرا که حتی پلتفرم های شبکه های اجتماعی و مرورگر ها هم استراتژی های اجرایی خود را در این راستا بهینه می کنند.