در فضای پرتغییر فناوری امروز، یکی از چالش های اصلی شرکت ها یافتن پاسخ برای این سؤال است: «چرا بعضی مدیران بسیار مؤثر عمل میکنند، و برخی دیگر نه؟» شرکت گوگل در سال های میانی قرن بیستیکم، با برخورداری از حجم عظیم داده ها و فرهنگ پژوهش محور، تصمیم گرفت به این سؤال پاسخ دهد. حاصل این تلاش پژوهشی، پروژه ای با کد نام پروژه گوگل بود که هدفش تحلیل دقیق ویژگی ها، رفتارها و عملکرد مدیران عالی در گوگل بود. در این مقاله به مراحل شکل گیری پروژه، روش پژوهش، یافته ها، چگونگی پیاده سازی، تأثیرات و نیز تحلیل ویژه برای سازمانها – به ویژه در ایران – می پردازیم.
زمینه و انگیزه پروژه گوگل
گوگل در ابتدای شکل گیری و رشد خود، تا حدودی به فرهنگ «بدون مدیر» یا حداقل با کمترین مداخلهٔ مدیران باور داشت؛ یعنی به مهندسان بسیار مستقل فضا داده میشد تا خود مسیر را پیدا کنند اما با رشد سریع شرکت، گوگل متوجه شد که کمبود پشتیبانی مدیریتی مؤثر و فقدان ویژگیهای کلیدی در مدیران میتواند به خروج نیروها، کاهش انگیزه و افت عملکرد تیمها بیانجامد. بهعبارت دیگر، گوگل پرسش زیر را مطرح کرد: «آیا مدیران واقعا مهم هستند؟
در سال ۲۰۰۸، تیم «People Analytics» گوگل پروژه پروژه گوگل را راه اندازی کرد تا بر اساس داده، مشخص کند مدیران «عالی» در گوگل چه کار میکنند که دیگران نمیکنند این پروژه، نقطهٔ عطفی بود در تبدیل HR از یک عملکرد حمایتی به عملکردی استراتژیک که با داده و تحلیل همراه است.
روش تحقیق
گامهای اصلی
- جمعآوری داده: گوگل از منابع مختلف داده استفاده کرد: ارزیابی های عملکرد مدیران و تیم ها، نظرسنجی کارکنان، بازخورد ۳۶۰ درجه، مصاحبه ها، داده های خروج و ماندگاری کارکنان، و سایر شاخص ها.
- تحلیل آماری: بیش از ۱۰۰ متغیر (مثلاً صدها پارامتر) مورد بررسی قرار گرفت تا تعیین شود کدام یک با عملکرد تیمی، رضایت کارکنان و ماندگاری ارتباط قوی دارد.
- استخراج الگو های رفتاری: با استفاده از تحلیل داده ها، پژوهشگران گوگل توانستند فهرستی از ویژگی های مدیران موفق را تدوین کنند. مثلاً در ابتدا ۸ ویژگی و بعدها تا حدود ۱۰ ویژگی.
- طراحی مداخله: پس از شناسایی ویژگی ها، گوگل اقدام به طراحی برنامه های آموزشی، کوچینگ، بازخورد متمادی مدیران و بازنگری نظام ارزیابی کرد تا این ویژگیها در مدیران ارتقاء یابد.
- پایش اثر: گوگل نشان داد که بعد از اجرای برنامه، کیفیت مدیران بدتر بهصورت معنادار بهبود یافت و شاخصهایی چون رضایت کارکنان، عملکرد تیمی و نرخ ماندگاری ارتقاء پیدا کرد
نکات برجسته روششناسی
- تاکید بر دادههای واقعی سازمانی ( نه صرف تئوری)؛ گوگل دادههای عملکردی و بازخورد را بهصورت کمی تحلیل کرد
- تلفیق روش کمی و کیفی: تحلیل آماری بزرگ همراه با مصاحبهها و بازخوردهای توصیفی. این ترکیب باعث شد یافتهها قابل اجرا باشند.
- بازنگری مداوم: پس از اجرای اولیه، گوگل دریافته است که شاخصهای مؤثر ممکن است با تغییر سازمان، زمان یا فرهنگ شرکت تغییر کنند، لذا فهرست در سالهای بعد بهروزرسانی شده است
فهرست اولیه ۸ ویژگی
در نخستین مرحله پروژه، گوگل ۸ ویژگی اصلی را برای مدیران عالی تعیین کرد:
- دارای چشمانداز و استراتژی واضح برای تیم
- کمک به رشد شغلی و توسعه کارکنان
- نشان دادن علاقه به موفقیت و رفاه اعضای تیم
- دارای مهارتهای فنی لازم برای راهنمایی تیم
- توانایی ارتباط مؤثر (گوش دادن + اشتراکگذاری اطلاعات
- تمرکز بر نتایج و بهرهوری.
- توانمندسازی تیم و اجتناب از ریزمدیریتی
- مربیگری خوب ؛ نه صرفاً مدیریت دستوری

توسعه به ۱۰ ویژگی
با گذشت زمان و تغییر شرایط در گوگل، دو ویژگی جدید به لیست اضافه شد: «همکاری بینسازمانی» (Collaborates across Google) و «تصمیم گیری قوی» (Strong decision-maker). همچنین ویژگی «ایجاد محیط تیمی فراگیر» (Inclusive team environment) جایگزین نسخهٔ سادهتر «علاقه به رفاه تیم» شد.
لیست به روزشده ۱۰ ویژگی مدیران عالی گوگل:
- مربیگری خوب
- توانمندسازی تیم و اجتناب از ریزمدیریتی
- ایجاد محیط تیمی فراگیر، توجه به موفقیت و رفاه اعضا
- نتیجهگرایی و بهرهوری
- ارتباط خوب – شنیدن و اشتراک اطلاعات
- حمایت از توسعه شغلی و گفتوگوی عملکرد
- داشتن چشمانداز و استراتژی واضح
- مهارتهای فنی لازم
- همکاری مؤثر بین واحدها
- تصمیمگیری قوی
برخی چگونگی ها و جزئیات
- نکته جالب: مهارت فنی که قبلاً فرض میشد مهمترین ویژگی مدیران فناوری است، در رتبه آخرِ ویژگیها قرار گرفت. به عبارت دیگر، نقش ارتباط، اعتماد، رشد فردی کارکنان و مربیگری نسبت به تخصص فنی بیشتر بود.
- گوگل گزارش داده است که با تمرکز روی این رفتارها، تا حدود ۷۵٪ مدیران پایینتر در عملکرد، طی دورهای بهبود یافتند.
- تیمهای تحت مدیرانی که طبق این ویژگیها عمل میکردند، رضایت بالاتر، خروج کمتر و عملکرد بهتر داشتند
نحوهٔ پیادهسازی در گوگل
پس از تدوین فهرست ویژگی ها، گوگل اقدامات زیر را انجام داد:
- طراحی و اصلاح فرم های بازخورد دوره ای برای مدیران: از حالت «فقط خروجی» به «رفتارها و فرآیند» تغییر مسیر داد.
- طراحی برنامه های آموزشی و کوچینگ برای مدیران: گوگل مدیرانی را که عملکرد پایین داشتند شناسایی کرده و به آنها آموزش و کوچینگ ارائه داد.
- ابزارهای عملیاتی برای مدیران: مثل چک این های یک به یک ، بازخورد منظم، تعریف شاخصهای رشد.
- پایش و گزارش: گوگل شاخص هایی مثل نرخ خروج نیروها، رضایت تیم، عملکرد تیم را مرتباً رصد کرد تا ببیند آیا مداخلات تأثیرگذار بودهاند.
- بازنگری دوره ای: همان طور که گفته شد، گوگل بعداً فهرست را به روزرسانی کرد تا با تحول محیط کار همگام شود.
تأثیرات و دستاوردها
- بهبود کیفیت مدیریت: گزارش ها نشان داده اند که مدیرانی که در این فرآیندها شرکت کردند، کیفیت بالاتری یافتند.
- کاهش خروج نیروها: تیم هایی با مدیران مؤثرتر، نرخ ماندگاری بهتری داشتند.
- ارتقای رضایت کارکنان: کارکنان احساس کردند مدیرانشان بیشتر به رشد آنان، ارتباط و رفاه آنها توجه میکنند.
- تبدیل مدیریت به یک مزیت رقابتی: در گوگل، مدیریت دیگر فقط «پشتیبانی» نبود، بلکه بخشی استراتژیک از فرهنگ سازمانی و مزیت رقابتی محسوب میشد.
- الهام بخش سایر سازمان ها: پروژه اکسیژن به عنوان یکی از مثال های برجسته در حوزه People Analytics و مدیریت داده محور شناخته شده است
چالش ها و محدودیت ها
- «نسخهٔ گوگل» الزاماً قابل کپی ۱:۱ نیست: فرهنگ، مقیاس، نوع فعالیت و منابع گوگل متفاوت است، لذا باید با اقتباس پیاده شود.
- دادهم حور بودن بهتنهایی کافی نیست: فرهنگ، باورها، سبک رهبری و شرایط محیطی بسیار تأثیرگذار هستند و بدون آنها، حتی بهترین مدلها شکست میخورند.
- تغییر رفتار مدیران زمان بر است: تنها تدوین ویژگی مفید نیست؛ آموزش، کوچینگ، بازخورد مستمر و پایش لازم است.
- اندازه گیری سختی دارد: ارتباط مستقیم «رفتار مدیر» با خروج نیرو یا عملکرد تیم ممکن است تحت تأثیر عوامل دیگر قرار گیرد (مثلاً بازار، محصول، منابع)
- به روزرسانی مداوم ضروری است: همان طور که گوگل نشان داد، بعداً ویژگی ها را به روزرسانی کرد تا با تغییرات محیطی همگام شود.
تحلیل مشاور کسبوکار: کاربرد در سازمانهای ایرانی
به عنوان مشاور کسب و کار که قصد دارد این مدل را به شرکت های ایرانی – مثل شرکت شما – پیشنهاد دهد، چند نکته اجرایی، توصیه و تحلیل مهم وجود دارد:
۱) اقتباس ویژگی ها با توجه به بستر محلی
ویژگی های گوگل بسیار ارزشمندند، اما لازم است بر اساس فرهنگ سازمانی، ساختار مدیریتی، سطح بلوغ نیروی انسانی و بازار ایران تعدیل شوند. برای مثال، ممکن است در یکی از شرکت های ایرانی، «مهارت فنی مدیر» اهمیت بیشتری داشته باشد (بهویژه اگر تیمها عمیقاً فنی هستند) و تأکید بر آن لازم باشد. بنابراین:
- ابتدا در شرکت خودتان، مصاحبه با مدیران، نظرسنجی کارکنان و تحلیل خروج نیروها داشته باشید تا ببینید کجا ضعف دارید.
- سپس ویژگی های مدیر مؤثر را بومی سازی کنید (مثلاً ۶ تا ۱۰ ویژگی) با زبان قابل درک برای مدیران ایرانی.
- از زبانی استفاده کنید که در فرهنگ سازمانی شما معنیدار باشد (مثلاً «مربی گری»، «ایجاد فضای امن برای گفتگو»، «شفاف سازی نقش ها»)
۲) طراحی سیستم بازخورد و ارزیابی مدیران
برای اینکه مدیران بهبود یابند، باید ابتدا بدانند وضعیت فعلی شان چیست. توصیه میکنم:
- فرم ۳۶۰ درجه برای مدیران طراحی کنید (بازخورد از تیم، هم ردیف ها، بالادست)
- شاخص های کلیدی را که از تحقیق استخراج شدهاند (مثلاً تعداد جلسات ۱-به-۱، درصد تیمی که هدف شغلی تعیین کردهاند، بازخورد به کارکنان) به صورت ساده قابل اندازهگیری کنید.
- بازخوردها را با هدف بهبود، نه تنبیه، در نظر بگیرید. فرهنگ بازخورد در ایران غالباً معطوف به خطا است، اما باید به رشد معطوف شود.
۳) برنامه توسعه مدیران
مدیران فعلی و مدیران جدید نیاز به حمایت دارند:
- دوره های آموزشی در «مربی گری»، «ارتباط مؤثر»، «توانمندسازی تیم» تعیین کنید.
- کوچینگ مخصوص مدیران با عملکرد پایین اختصاص دهید. همان طور که گوگل گزارش داد، این مداخلات تأثیر معناداری داشتند
- برای مدیران تازه کار، «راهنمای مدیران جدید» فراهم کنید که شامل چک لیست جلسات ۱-به-۱، بازخورد، هدف گذاری و توسعه فردی باشد.
- فرهنگ «مدیر بودن صرفاً ارتقاء مهندسی نیست» را تقویت کنید؛ بسیاری از سازمانها در ایران هنوز مدیر را صرفاً مهندسِ قدیمی فرض میکنند.
۴) پایش اثر و استمرار
بدون پایش، هیچ تغییری پایدار نخواهد بود. توصیهها:
- شاخصهایی مثل «نرخ ترک تیم»، «نمره رضایت کارکنان از مدیر»، «درصد هدفهای انجامشده» را هر فصل اندازهگیری کنید.
- قبل از شروع، وضعیت پایه (Baseline) مشخص کنید تا بعداً بتوانید تغییر را ببینید.
- بهبودها را در قالب داستان موفقیت (Success Story) بهاشتراک بگذارید؛ قضایای واقعی مدیرانی که رفتارها را تغییر دادند و نتیجه گرفتند، فرهنگ را به حرکت درمیآورد.
- بازنگری در بازههای ۱۲–۱۸ ماهه انجام دهید و در صورت لزوم ویژگیها یا برنامهها را بازطراحی کنید (مثل گوگل که لیست را از ۸ به ۱۰ ویژگی ارتقا داد.
۵) نقش فرهنگ سازمانی و رهبری ارشد
هیچ مدل مدیریتی بدون حمایت رهبری ارشد و فرهنگ سازمانی نمیتواند به هدف برسد:
- مدیرعامل و اعضای هیئتمدیره باید پیام «مدیریت مؤثر مهم است» را با عمل نشان دهند. اگر صرفاً فرم ارسال شود اما مدیران ارشد رفتار آن را نداشته باشند، پروژه شکست خواهد خورد.
- فرهنگ بازخورد، مربیگری و یادگیری باید در سازمان تقویت شود؛ در سازمانهایی که فرهنگ «تنبّه» و سرزنش غالب است، مربیگری معنای واقعی ندارد.
- مدیران ارشد باید خود تحت بازخورد و ارزیابی قرار گیرند تا پیام «همه باید یاد بگیرند» روشن شود.
۶) مختص به ایران: چالش ها و فرصت ها
چالش ها:
- ساختار سلسلهمراتبی و فرهنگی که ممکن است مدیران را بیشتر به «دستور دادن» تمایل دهد تا «مربیگری».
- کمبود دادههای معتبر داخلی برای تحلیل اولیه؛ فرهنگ نظرسنجی ممکن است ضعیف باشد.
- مقاومت برخی مدیران در برابر تغییر رفتار؛ ممکن است «ما همیشه اینگونه بودهایم» یا «مدیر از ما میخواهد خودش کار کند» ذهنیت وجود داشته باشد.
- منابع محدود برای آموزش و کوچینگ؛ بسیاری از شرکتها هنوز به دیدگاه سنتی «مدیر یعنی مهندس» دارند.
فرصت ها:
- اگر شرکت شما زودتر این مسیر را بپیماید، میتواند گام برندِ کارفرمایی (Employer Brand) خود را سریعتر ارتقاء دهد و جذب استعداد بهتر داشته باشد.
- با بهبود مدیریت، نه فقط عملکرد تیمها بلکه فرهنگ سازمانی، رضایت و ماندگاری نیروی انسانی بهبود مییابد – که در بازار ایران مزیت مهمی است.
- دادهمحور کردن HR و مدیریت میتواند شما را از رقبایتان جلو بیندازد؛ استفاده از تجربه گوگل بهعنوان چراغ راه عالی است.
- با در نظر گرفتن بومیسازی، میتوانید سبک مدیریتی ایرانیِ نوینی خلق کنید که ترکیبی از تحقیق بینالمللی و فرهنگ بومی باشد.

نتیجهگیری
پروژه پروژه گوگلشرکت گوگل یکی از برجستهترین نمونهها در حوزه تحلیل انسانی و بهبود مدیریت سازمانی است. این پروژه نشان داد که مدیران مؤثر، تنها کسانی نیستند که از نظر فنی قدرتمندند، بلکه آنها کسانیاند که تیمشان را مربیگری میکنند، به رشد افراد اهمیت میدهند، ارتباط مؤثر دارند، نتایج را هدایت میکنند و از ریزمدیریتی پرهیز میکنند. همچنین این تحقیق تأکید کرد که صرف داشتن مهارت فنی بالا کافی نیست؛ بلکه مهارتهای انسانی و رفتاری هستند که تفاوت سازنده ایجاد میکنند.
برای سازمانهای ایرانی، اقتباس هوشمندانه این مدل میتواند به بهبود مدیریت، افزایش رضایت نیروی انسانی، کاهش ترک نیروها و بالا بردن عملکرد کلی منجر شود. اما شرط موفقیت، بومیسازی، طراحی سیستمهای بازخورد، آموزش مدیران، پایش مستمر و حمایت فرهنگ و رهبری ارشد است.
